تبلیغات
حرفای نگفته ی من - آرزو
 

آرزو

نوشته شده توسط :سولیست سولی
پنجشنبه 9 دی 1389-01:16 ق.ظ

آرزو

دیشب ممیخواستم بنویسم نشد

شد 65  روز تمام ،65 روزی که دو هفته اولش عالی بود هیچ وقت خرید ونک و یادم نمیره

ولی  تموم شد

با تلفن یکی که فکر میکنم اسمش آرزو بود تموم شد

یکی که بر عکس من بلد بود به خاطر نگه داشتن چیزهایی که داره مبارزه کنه

تموم شد من مثل همیشه نجنگیدم به نفع حریف کنار رفتم حریفی که مطمینم براش فرق نمیکرد کی کنارش باشه

من به نفع اون دوتا حقیقت و نگفتم

من کوتاه اومدم کوتاه اومدم

گریه کردم

گریه کردم

گریه کردم

خدایا چرا؟چیز زیادی ازت خواستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گریه کردم

و اون رفت حتی بدون یه معذرت خواهی ساده

آره اون رفت و من باز تنهام                         تنهای تنهای تنها

داغونم  اول این سرماخوردگی کذایی بعد بابای لعنتی ام  به اضافه همه اینا خ.و.ن.ر.ی.ز.ی.شد.ی.د

دیشبم که امیر و آرزو اضافه شدن

دارم از پا در میام

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

مریضم خیلی مریض بد جوری ضعف دارم یه هفته است غذا نخوردم دقیقا از جمعه هفته قبل

شاید دو سه تا بشقاب سوپ و چندتا قاشق برنج

یه عالمه آنتی ببیوتیک و سرماخوردگی و شربت و دارو به علاوه کلی حرص و غصه و دعوا و گریه خیلی ضعیفم کرده

اونم رفته دیگه منتظر نیستم حتی ازم معذرت خواهی هم نکرد





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox