تبلیغات
حرفای نگفته ی من - من زورگو
 

من زورگو

نوشته شده توسط :سولیست سولی
یکشنبه 16 خرداد 1389-09:26 ب.ظ

یادته اون روز گفتی من زورگوام کاش همون روز دستت و میگرفتم مجبورت میکردم بشینی رو یکی از صندلی های آمفی تیاتر بشینی بعد دو ساعت باهت حرف میزدم تا بهت ثابت شه من همیشه زور شنیدم زور نگفتم شاید تو مظلوم بودی که همیشه حرفم و گوش میکردی البته غیر از دفعه آخر!

لجم گرفته از همه زورهایی که بقیه بهم میگن از داداشم که دیر میکنه و من مجبورم از کارام بزنم تا جای خالیش و پر کنم مامانم تنها نباشه

از مامانم که همیشه و پیش همه میگه پسرش و دوست داره و خیلی به دردش میخوره،من حیرون میمونم البته دلم واسه خودم هم میسوزه آخی طفلکی من!

میخواستم موقع برگشت برم تجریش ساعت 6:10 دقیقه بود از صبح کلی درد کشیده بودم صبح آرایشگاه بودم از قبلش حالم بد بود یادم رفته بود قرص بخورم

داشتم میگفتم پاشم برم تجریش هم یه چرخ بزنم هم ذرت بخورم جبران وزن کم شده و دردای بشه که از صبح کشیدم بشه بعد یادم افتاد خوشی به من نیومده حتی اگه در حد گشتن تو قایم و خوردن ذرت یا آیس پک باشه پریدم تو تاکسی و اومدم خانه و یه پروفن خوردم که تا همین حالا هم اثر نکرده یه بند انگشت پای چشام گود رفته دلم برای خودم میسوزه همه تفریحام و سانسور کردم

چرا اون روز بهت ثابت نکردم زورگو نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





نظرات() 


http://odiliamoldrem.hatenablog.com/
دوشنبه 23 مرداد 1396 05:19 ب.ظ
Hi Dear, are you in fact visiting this site daily, if
so afterward you will definitely obtain pleasant knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox