تبلیغات
حرفای نگفته ی من - روز مادر
 

روز مادر

نوشته شده توسط :سولیست سولی
چهارشنبه 12 خرداد 1389-09:52 ب.ظ

امروز روزه مادره

من میخواستم واسه مامانی ام یه گوشی جدید خوشگل بگیرم از پارسال میخواستم این کار و بکنم  اما بی پولی لعنتی نذاشت مجبور شدم لباس بخرم مثل اکثر سالها ،البته مامانم هنوز بازش نکرده فکرم نکنم خوشش بیاد

لعنت به بی پولی

امروز دانشگاه بودم از کله! صبح تا بعد از ظهر برعکس دو هفته قبل هوا اصلا گرم نبود.برگشتنی با تاکسی اومدم با مهسا تو راه کلی خندیدم بی خیال همه بدبختیا گور بابای همه چیز

حالا خونم مثل همیشه جنگ اعصابه

دلم برات تنگ شده کاش شرایط اینجوری نبود کاش میتونستم درستش کنم کاش پیشم بودی کاش میتونستم باهت حرف بزنم  دارم از این همه بدبختی دیوانه میشم ،موندم دلم و به چی خوش کنم کوچکترین دلخوشی برامون نمونده هر کس یه جوری میخواهد فرار کنه

من دارم سعی میکنم همه جای خالیها را پر کنم، دارم متلاشی میشم کاش حداقل تو بودی کاش بودی کاش بودی کاش بودی

من که بدی بهت نکرده بودم شایدم جرمم دوست داشتنت بود یه جرم بزرگ یه گناه غیر قابل گذشت یه گناه با مجازات فراموش شدن، فراموش کردن ،رفتن

 





نظرات() 


How do you get taller?
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:46 ق.ظ
This is really interesting, You're a very skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to seeking more of your magnificent post.

Also, I've shared your site in my social networks!
catherinleanen.wordpress.com
دوشنبه 23 مرداد 1396 05:03 ب.ظ
This is a topic that's near to my heart... Best wishes!
Where are your contact details though?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox